شماره 196، خیابان لیفا، شهر هایان، نانتونگ، استان جیانگ سو، چین
یک خط اتوماسیون یک سیستم تولید پیوسته است که در آن تجهیزات مکانیکی و دستگاههای کنترل الکترونیکی به ترتیب فرآیند مرتب شدهاند و توسط یک سیستم کنترل مرکزی به هم متصل میشوند - که امکان تولید کامل از ورودی مواد خام تا خروجی محصول نهایی را با حداقل یا بدون دخالت دستی فراهم میکند. این زیرساخت بنیادی تولید مدرن با حجم بالا است که فرآیندهای تکه تکه و وابسته به نیروی کار را با یک جریان تولید یکپارچه و خودتنظیمی جایگزین می کند.
خطوط اتوماسیون در سراسر مونتاژ خودرو، تولید لوازم الکترونیکی، فرآوری مواد غذایی، بسته بندی دارویی، ساخت فلز و بسیاری از صنایع دیگر در هر جایی که کیفیت خروجی ثابت و توان عملیاتی بالا باید وجود داشته باشند، مستقر می شوند.
یک خط تولید زمانی تبدیل به یک خط اتوماسیون می شود که سه شرط به طور همزمان برآورده شود:
خطی که فقط انتقال مواد را خودکار می کند اما همچنان برای پردازش در هر ایستگاه به اپراتورها متکی است، یک خط نیمه خودکار است. یک خط کاملاً خودکار اپراتور را به طور کامل از چرخه تولید حذف می کند و نقش های انسانی را برای برنامه ریزی، نگهداری و نظارت بر کیفیت حفظ می کند.
نوار نقاله و سیستم انتقال خودکار
سیستم نقاله تمام ایستگاه های پردازش را به یک جریان پیوسته متصل می کند. پیکربندیهای رایج عبارتند از نوار نقاله برای محصولات سبک، نوار نقالههای غلتکی برای بارهای پالتشده، سیستمهای برق و بدون سربار برای مونتاژ بدنه خودرو، و سیستمهای انتقال روباتیک برای قطعات با دقت بالا یا ظریف. سیستم انتقال زمان تاکت خط را تنظیم می کند - سرعتی که هر ایستگاه باید عملیات خود را برای حفظ تعادل خط کامل کند.
تجهیزات پردازش خودکار
ایستگاههای پردازش عملیات ارزشافزایی را انجام میدهند: مراکز ماشینکاری CNC، سلولهای جوش رباتیک، پرسهای مونتاژ خودکار، دستگاههای پرکننده و آببندی، واحدهای انتخاب و مکانیابی با هدایت دید، و ایستگاههای علامتگذاری یا برش لیزری. هر کدام به گونهای طراحی شدهاند که عملیات خود را در زمان تاکت تکمیل کنند و یک خروجی ثابت و قابل تکرار را به ایستگاه بعدی تحویل دهند.
سیستم بازرسی و کنترل کیفیت خودکار
سیستمهای کیفیت درون خطی - دوربینهای بینایی ماشین، پروفیلومترهای لیزری، سنسورهای اندازهگیری مختصات، تجهیزات تست الکتریکی، و ماژولهای بازرسی اشعه ایکس یا اولتراسوند - هر بخش یا نمونهای که از نظر آماری تعریف شده را در مراحل حیاتی فرآیند بررسی میکنند. قطعات معیوب به طور خودکار به یک خط رد منحرف می شوند. داده های فرآیند برای ردیابی و کنترل فرآیند آماری (SPC) ثبت می شود. این امر گلوگاه بازرسی پایانی را که در تولید دستی رایج است، از بین می برد.
| نوع خط | مشخصه کلیدی | برنامه معمولی |
|---|---|---|
| خط اتوماسیون ثابت (اختصاصی). | بهینه شده برای یک محصول؛ بالاترین توان عملیاتی | ماشینکاری بلوک موتور، بطری نوشیدنی |
| خط اتوماسیون انعطاف پذیر | چندین نوع محصول را از طریق تغییر برنامه مدیریت می کند | مونتاژ خودرو مدل مخلوط، PCB الکترونیکی |
| خط اتوماسیون قابل تنظیم مجدد | ایستگاه های مدولار برای محصولات جدید بازآرایی شدند | لوازم الکترونیکی مصرفی، تولید لوازم خانگی |
| خط نیمه اتوماتیک | انتقال خودکار؛ پردازش به کمک اپراتور | مونتاژ دقیق کم حجم، نمونه سازی |
خطوط اتوماسیون مدرن از یک معماری کنترل سلسله مراتبی استفاده می کنند:
این معماری لایهای خط اتوماسیون را هم پاسخگویی در سطح میلیثانیه مورد نیاز در سطح ماشین و هم دید در سطح تجاری مورد نیاز برای برنامهریزی تولید را به خط اتوماسیون میدهد - و آن را به یک سیستم اساسی متفاوت از مجموعهای از ماشینهای مستقل تبدیل میکند.
مزایای اولیه یک خط اتوماسیون توان عملیاتی به طور چشمگیری بالاتر، کیفیت محصول ثابت، مستقل از مهارت اپراتور، قابلیت عملیات مداوم 24/7، هزینه نیروی کار کمتر برای هر واحد، کاهش ضایعات و دوباره کاری، و داده های تولید بلادرنگ برای بهینه سازی فرآیند. این مزایا در طول زمان ترکیب میشوند: یک خط اتوماسیون به خوبی پیادهسازی شده معمولاً در عرض دو تا چهار سال بازپرداخت میکند و سپس باعث صرفهجویی در هزینه برای باقیمانده عمر 10 تا 15 ساله خود میشود.
یک خط اتوماسیون در زمان تاکت تعریف شده - زمان چرخه کندترین ایستگاه - بدون تغییرپذیری که اپراتورهای انسانی معرفی می کنند، کار می کند. خط مونتاژ دستی ممکن است به دست آید 70-80٪ از زمان چرخه نظری به دلیل خستگی، استراحت و تنوع مهارت. یک معادل خودکار معمولاً حفظ می شود 90-95٪ از توان عملیاتی نظری در طول زمان تولید برنامه ریزی شده
در یک کارخانه پر کردن نوشیدنی، یک خط پرکن دستی ممکن است 8000 تا 10000 واحد در ساعت تولید کند. یک خط پر کردن و بسته بندی خودکار در همان ردپایی که به طور معمول به دست می آید 30000-50000 واحد در ساعت - افزایش سه تا پنج برابری - در حالی که از اپراتورهای کمتری استفاده می شود.
فرآیندهای دستی تغییرات کیفیت مرتبط با تجربه اپراتور، خستگی پس از ساعت شش شیفت، و جابجایی که مهارت انباشته شده را مختل می کند، معرفی می کند. اتوماسیون دقیقاً همان نیرو، دما، سرعت و موقعیت دهی قسمت اول را اعمال می کند.
در مونتاژ الکترونیکی دقیق، سیستمهای رباتیک انتخاب و مکان به دقت قرار دادن قطعات دست مییابند 0.025 ± میلی متر - تحملی که از نظر فیزیکی غیرممکن است به صورت دستی بیش از هزاران مکان در ساعت حفظ شود. شاخص های قابلیت فرآیند (Cpk) از ≥ 1.67 در خطوط خودکار با پیکربندی خوب استاندارد هستند، در مقایسه با 0.8-1.0 که معمولاً در عملیات دستی به دست میآیند.
خطوط اتوماسیون نیازی به خواب، وقفه غذا، یا جابجایی شیفتی که خروجی را متوقف می کند، ندارید. با برنامه ریزی مناسب نگهداری پیشگیرانه، یک خط کاملاً خودکار می تواند اجرا شود 6000 تا 7500 ساعت در سال در مقابل تقریبا 4000 تا 4500 ساعت در سال برای عملیات دستی دو شیفت این زمان تولید اضافی - بدون هزینه نیروی کار اضافی - اساساً اقتصاد سرمایه گذاری سرمایه را تغییر می دهد.
عملکرد یک شبه چراغ خاموش، که در ماشینکاری CNC و تست الکترونیک رایج است، به یک سرپرست اجازه میدهد تا چندین خط را از راه دور نظارت کند و کالاهای نهایی را تولید کند که در شروع روز کاری بعدی آماده ارسال هستند.
هزینه سرمایه خط اتوماسیون بدون توجه به حجم خروجی ثابت است. با افزایش حجم تولید سالانه، هزینه سرمایه ثابت در واحدهای بیشتری پخش می شود و هزینه هر واحد را به طور مداوم کاهش می دهد. در مقابل، هزینه کار تقریباً به صورت خطی با خروجی یک خط دستی مقیاس می شود.
| یکnual Volume | خط دستی: هزینه کار/واحد | خط اتوماسیون: کل هزینه/واحد | صرفه جویی در اتوماسیون |
|---|---|---|---|
| 50000 واحد | 4.20 دلار | 5.80 دلار (سرمایه بالا، حجم کم) | — |
| 200000 واحد | 4.20 دلار | 2.60 دلار | 38% |
| 500000 واحد | 4.20 دلار | 1.40 دلار | 67% |
نقطه سربه سر - که در آن هزینه کل هر واحد اتوماسیون کمتر از خط دستی است - معمولا بین 100000 تا 300000 واحد در سال برای قطعات با پیچیدگی متوسط، بسته به ارزش محصول و هزینه سرمایه اتوماسیون رخ می دهد.
بازرسی خودکار درون خطی عیوب را در نقطه ایجاد پیدا می کند - قبل از اینکه در مرحله مونتاژ بعدی ساخته شوند و ترکیب شوند. در تولید دسته سیم خودرو، معرفی بازرسی خودکار بینایی در ایستگاه چین، ادعاهای گارانتی میدانی مربوط به چینخوردگی ضعیف را کاهش داد. بیش از 80% ظرف 18 ماه پس از استقرار
در سراسر بخش های تولیدی، خطوط اتوماسیون معمولاً نرخ ضایعات را به دست می آورند 0.1-0.5٪ در مقابل 2-8٪ برای عملیات دستی معادل در محصولات با ارزش بالا، هزینه مواد صرفه جویی شده از ضایعات کاهش یافته به تنهایی می تواند بخش قابل توجهی از سرمایه گذاری اتوماسیون را توجیه کند.
یک خط اتوماسیون یک جریان مداوم از داده های تولید - زمان چرخه، کدهای رد، در دسترس بودن ماشین، مصرف انرژی، و پارامترهای فرآیند - تولید می کند که به سادگی در تولید دستی در دسترس نیست. این داده ها را قادر می سازد:
اتوماسیون اپراتورها را از کارهای خطرناک دور می کند: بلند کردن اجسام سنگین، حرکت مکرر که باعث آسیب اسکلتی عضلانی می شود، قرار گرفتن در معرض دود جوشکاری، بخارات شیمیایی، گرمای شدید یا محیط های پر سر و صدا. در عملیات ریخته گری و مهر زنی، حمل و نقل کاملاً خودکار مواد باعث کاهش میزان آسیب در محل کار شده است 60-90٪ در مقایسه با معادل های دستی
فراتر از منافع انسانی، کاهش نرخ صدمات، حق بیمه را کاهش میدهد، هزینههای حوادث ناشی از زمان از دست رفته را حذف میکند و بار انطباق با مقررات را کاهش میدهد - که همه این موارد به کسب و کار برای اتوماسیون کمک میکنند.
خطوط اتوماسیون بهتر از تولید دستی برای کارهای پرحجم، تکراری و حساس به دقت هستند - خروجی بالاتر، هزینه کمتر برای هر واحد و کیفیت ثابتتری ارائه میدهند. تولید دستی برای حجم کم، محصولات بسیار متغیر، کارهایی که نیاز به مهارت انسانی و قضاوت دارند، یا عملیاتی که سرمایه گذاری سرمایه در اتوماسیون نمی تواند توسط اقتصاد تولید توجیه شود، ترجیح داده می شود.
پاسخ صادقانه این است که هیچ کدام برتری جهانی ندارند. تصمیم باید بر اساس داده ها باشد: حجم سالانه، تنوع محصول، تحمل کیفیت، و هزینه کل مالکیت در یک افق سرمایه گذاری واقعی.
| معیار | تولید دستی | خط اتوماسیون |
|---|---|---|
| سازگاری بازده | 70 تا 80 درصد نرخ نظری | 90 تا 95 درصد نرخ نظری |
| ثبات کیفیت (Cpk) | 0.8 - 1.0 | 1.33 - 1.67 |
| نرخ قراضه | 2 - 8٪ | 0.1 - 0.5٪ |
| ساعات کار در سال | 3500 – 4500 (دو شیفت) | 6000 - 7500 (تقریباً پیوسته) |
| سرمایه گذاری سرمایه | پایین | بالا |
| انعطاف پذیری برای محصولات جدید | بالا (retrain operators) | متوسط تا کم (برنامه نویسی مجدد / ابزار مجدد) |
| حداقل حجم قابل اجرا | یکy volume | به طور معمول> 100000 واحد در سال |
| پاسخ به تنوع محصول | عالی (انطباق پذیری انسان) | محدود بدون طراحی انعطاف پذیر |
| قرار گرفتن در معرض خطر ایمنی | بالاer (repetitive strain, hazardous tasks) | پایینer |
تولید تکراری با حجم بالا
وقتی همان محصول یا خانواده محصول در مقادیر زیاد - صدها هزار یا میلیونها واحد در سال - تولید میشود، هزینه سرمایه ثابت اتوماسیون به قدری نازک در سطح تولید پخش میشود که هزینه هر واحد بهطور چشمگیری کمتر از هزینه دستی میشود. کارخانه مهر زنی خودرو تولید می کند 2 میلیون پنل بدنه در سال به سادگی نمی توان از نظر اقتصادی به صورت دستی عمل کرد. هزینه نیروی کار بسیار بالاست و ثبات کیفیت دست نیافتنی خواهد بود.
دقت فراتر از توانایی انسان
برخی از عملیات ها از آنچه که هر انسانی می تواند با اطمینان در سرعت تولید انجام دهد فراتر می رود. جوشکاری رباتیک موقعیت مشعل را حفظ می کند ± 0.1 میلی متر در هر پاس بازرسی سیستم های بینایی خودکار 100% قطعات با سرعت 1200 واحد در دقیقه برای عیوب غیر قابل مشاهده با چشم انسان در آن سرعت. هیچ مقدار آموزش اپراتور این را به طور مداوم تکرار نمی کند.
محیط های خطرناک یا ارگونومیک آسیب رسان
جوشکاری، ریخته گری، فرآوری شیمیایی و عملیات پرس سنگین کارگران را در معرض خطر فیزیکی واقعی قرار می دهد. خودکارسازی این ایستگاهها به جای مدیریت آن از طریق تجهیزات حفاظتی شخصی، محدودیتهای شیفت و نظارت بر آسیب، خطر را در منبع خود از بین میبرد.
حجم کم و تنوع محصول بالا
یک کارگاه مبلمان سفارشی که سالانه 500 قطعه منحصر به فرد تولید می کند، یک تعمیرگاه سفارشی لوازم الکترونیکی، یا یک سلول تولید نمونه اولیه نمی تواند سرمایه گذاری اتوماسیونی را که ممکن است 20 سال طول بکشد، توجیه کند. اپراتورهای انسانی می توانند در عرض چند دقیقه بین وظایف کاملاً متفاوت جابجا شوند، در حالی که پیکربندی مجدد یک خط اتوماسیون اختصاصی روزها و هزینه مهندسی قابل توجهی طول می کشد.
وظایفی که نیاز به قضاوت تطبیقی دارند
مونتاژ نهایی سیستمهای پیچیده که در آن تغییرات اجزا، مسائل مربوط به تناسب یا تغییرات پیکربندی به طور غیرقابل پیشبینی ایجاد میشود، همچنان از قضاوت انسان سود میبرد. اتصالات داخلی هواپیما، ساعت سازی پیشرفته، و مجموعه ابزارهای جراحی پیچیده، همگی نیروی انسانی قابل توجهی را برای عملیاتی حفظ می کنند که در آن بینایی ماشین و مهارت روباتیک هنوز نمی تواند با سازگاری انسان با هزینه رقابتی مطابقت داشته باشد.
محصولات در مراحل اولیه هنوز در جریان طراحی هستند
سرمایهگذاری در اتوماسیون قبل از پایداری طراحی محصول، ساخت ابزار و وسایل اختصاصی را به خطر میاندازد که با تغییر طراحی منسوخ میشوند - اشتباهی پرهزینه که در شرکتهای فناوری که خیلی زود اتوماسیون میکنند رایج است. تولید دستی در مرحله توسعه محصول انعطاف پذیری را حفظ می کند و از تعهد سرمایه زودرس جلوگیری می کند.
اکثر محیطهای تولید واقعی از ترکیبی استفاده میکنند: فرآیندهای خودکار برای عملیات با حجم بالا، دقیق یا خطرناک در کنار کارگران انسانی برای وظایف تطبیقی، بازرسی نهایی، رسیدگی به استثناء و مدیریت تغییر. این مدل ترکیبی – که گاهی اتوماسیون مشارکتی نیز نامیده میشود – بیشترین بهرهوری و مزایای کیفی اتوماسیون را در بر میگیرد و در عین حال انعطافپذیری را که اتوماسیون خالص نمیتواند فراهم کند، حفظ میکند. سؤال عملی «خودکار یا نه» نیست، بلکه این است که «کدام ایستگاهها را اول خودکار کنیم و تا چه سطحی».
یک خط اتوماسیون با حذف سه منبع اصلی تلفات تولید - توقف برنامه ریزی نشده، تغییرپذیری فرآیند و زمان انتظار بدون ارزش افزوده - از طریق کنترل هماهنگ ماشین، نظارت بر کیفیت درون خطی، و جریان مداوم مواد که هر ایستگاه را به طور همزمان بازده نگه می دارد، کارایی را بهبود می بخشد. اثر تجمعی معمولاً اثربخشی کلی تجهیزات (OEE) را از 40 تا 60 درصد معمول در عملیات دستی به 75 تا 90 درصد در خطوط خودکار با عملکرد خوب افزایش میدهد.
در خط تولید دستی، هر اپراتور با سرعت خاص خود کار می کند. سریعترین کارگر زود کار را تمام می کند و منتظر می ماند. کندترین یک صف در مقابل آنها ایجاد می کند که تمام ایستگاه های پایین دست را گرسنگی می کشد. خروجی خط توسط کندترین فرد محدود می شود - و سرعت آن شخص بر حسب ساعت و روز متفاوت است.
یک automation line imposes a single takt time on all stations. The conveyor indexes every station simultaneously; no station can fall behind. The line's output equals the takt time times the number of operating hours — a نرخ قابل پیش بینی، پایدار که خطوط دستی به سادگی نمی توانند مطابقت داشته باشند. در یک مطالعه مونتاژ لوازم الکترونیکی مصرفی، جایگزینی یک خط دستی 20 نفره با یک معادل خودکار در همان زمان تاکت باعث کاهش زمان کل تولید در هر واحد شد. 34% با حذف انتظار بین ایستگاهی.
خطوط تولید دستی زمان قابل توجهی را برای تغییر جابجایی، تغییرات ابزار و تأیید تنظیم از دست می دهند. یک خط اتوماسیون انعطاف پذیر چندین برنامه محصول را در سیستم کنترل خود ذخیره می کند. تغییر از یک نوع محصول به نوع دیگر شامل موارد زیر است:
برای کارخانهای که ده نوع محصول مختلف را در هر شیفت کار میکند، کاهش میانگین زمان تغییر از 45 دقیقه به 5 دقیقه بازیابی میشود. 400 دقیقه زمان تولیدی در هر شیفت - معادل افزودن تقریباً یک جابجایی کامل اضافی از خروجی.
تولید دستی معمولاً کالاهای نهایی را دستهبندی میکند و آنها را به یک منطقه بازرسی جداگانه میفرستد و یک فاصله زمانی بین ایجاد نقص و تشخیص ایجاد میکند. اگر فرآیندی در ساعت 9 صبح از مشخصات خارج شود و دسته تا ساعت 3 بعد از ظهر بازرسی نشود، شش ساعت خروجی معیوب باید دوباره کار شود یا از بین برود.
خطوط اتوماسیون بازرسی را در هر مرحله فرآیند یکپارچه می کند. یک سیستم بینایی روی ربات جوشکاری هر مهره جوش را از نظر عرض، تداوم و موقعیت در همان چرخه ای که جوش را تولید می کند، بررسی می کند. اگر نقصی تشخیص داده شود، سیستم خط را متوقف می کند و تعمیر و نگهداری را قبل از تولید واحد بعدی هشدار می دهد - خروجی معیوب را محدود می کند. یک قسمت نه یک دسته . این به تنهایی کار دوباره کاری را 30 تا 60 درصد در کاربردهای معمولی فلزکاری و الکترونیک کاهش می دهد.
از کار افتادن برنامهریزی نشده ماشین تنها بزرگترین عامل بازده در تولید است. بررسی های صنعت به طور مداوم نشان می دهد که زمان توقف برنامه ریزی نشده به طور متوسط برای تولیدکنندگان هزینه دارد 260000 دلار در ساعت در تولید از دست رفته در بخشهای مختلف - و اکثر تأسیسات سالانه 800 ساعت توقف برنامهریزی نشده را تجربه میکنند.
سیستمهای کنترل خط اتوماسیون دادههای بلادرنگ را از حسگرهای ارتعاش، مانیتورهای دما، مترهای جریان و ثبتهای شمارش چرخه در هر محرک، موتور و یاتاقان در خط جمعآوری میکنند. الگوریتمهای یادگیری ماشینی که بر روی دادههای خرابی تاریخی آموزش دیدهاند، الگوهایی را شناسایی میکنند که قبل از خرابیها - فرکانس ارتعاش غیرعادی، افزایش دمای بلبرینگ، افزایش جریان سروو - و هشدارهای تعمیر و نگهداری روزها یا هفته ها قبل از وقوع یک شکست .
تأسیساتی که تعمیر و نگهداری پیشبینیکننده را در خطوط اتوماسیون اجرا کردهاند، کاهش در زمان توقف برنامهریزی نشده را گزارش میکنند. 30-50٪ و کاهش هزینه های کار تعمیر و نگهداری از 10-25٪ با تغییر کار از تعمیر اضطراری واکنشی به تعویض پیشگیرانه برنامه ریزی شده.
در تولید دستی، کار در حال انجام (WIP) بین ایستگاهها جمع میشود زیرا اپراتورها با سرعتهای مختلف کار میکنند و اندازههای دستهای متفاوت است. بافرهای WIP بزرگ، سرمایه را در موجودی ناتمام میبندند، زمان تحویل را افزایش میدهند و ردیابی فرارهای کیفیت را سختتر میکنند.
یک automation line operating at a defined takt time with conveyor-controlled spacing limits inter-station WIP to a small, deliberate buffer — typically یک تا سه قطعه بین هر ایستگاه این باعث کاهش کل موجودی WIP می شود 40-70٪ در مقایسه با تولید دسته ای دستی، متوسط زمان تحویل از مواد خام به کالاهای نهایی را کوتاه می کند و قابلیت ردیابی کیفیت را ساده می کند زیرا موقعیت مکانی و تاریخچه پردازش هر قطعه همیشه مشخص است.
سیستمهای اتوماسیون سروو فقط در هنگام انجام کار انرژی مصرف میکنند. سروو موتورهای خطوط اتوماسیون مدرن، بازیابی انرژی را در حین کاهش سرعت ترکیب میکنند - انرژی جنبشی را به جای اتلاف آن به عنوان گرما به اتوبوس بازمیگردانند. مدیریت برق در سطح ایستگاه، محرکها، روشنایی و تهویه مطبوع را در مناطق بیکار به طور خودکار خاموش میکند.
در مقایسه با عملکرد دستی معادل با بار تسهیلات مرتبط آن (روشنایی، کنترل آب و هوا برای راحتی اپراتور، هدر رفت هوای فشرده از ابزارهای دستی)، یک خط اتوماسیون سروو معمولاً مصرف انرژی در هر واحد تولید شده توسط 15-30٪ در حجم های خروجی معادل
اثربخشی کلی تجهیزات (OEE) هر شش مکانیسم را در یک متریک نشان میدهد: OEE = در دسترس بودن × عملکرد × کیفیت. یک خط اتوماسیون در سطح جهانی به موارد زیر دست می یابد:
تفاوت بین OEE 50٪ و OEE 85٪ در یک خط معادل ساخت خط تولید دوم است - بدون هزینه سرمایه.
حق خط اتوماسیون با تطبیق سیستماتیک پنج پارامتر - حجم تولید سالانه، تنوع محصول، پیچیدگی فرآیند، بودجه سرمایه موجود و الزامات یکپارچه سازی - با نوع خط مناسب، سطح اتوماسیون و معماری کنترل تعیین می شود. انتخاب بر اساس هر عامل واحد، مانند کمترین قیمت خرید یا بالاترین سطح اتوماسیون، بدون در نظر گرفتن سایر موارد منجر به عملکرد ضعیف خطوط یا هزینههای سرمایه غیرقابل توجیه میشود.
چارچوب زیر یک فرآیند تصمیم گیری ساختار یافته را ارائه می دهد که برای اکثر محیط های تولیدی قابل اجرا است.
یکnual production volume is the single most important input to the automation decision because it determines whether capital investment can be amortized to a competitive per-unit cost.
انتقادی، ارزیابی کنید ثبات حجم . اگر تقاضا به شدت فصلی یا نامطمئن باشد، یک خط ثابت با ظرفیت بالا برای دوره های قابل توجهی کم استفاده می شود و بازده سرمایه گذاری را کاهش می دهد. در این مورد، یک خط مدولار یا منعطف که بتوان آن را کوچک یا بزرگ کرد، ترجیح داده می شود حتی اگر اوج بازده آن کمی کمتر باشد.
تعداد انواع محصولات متمایز پردازش شده در خط، انعطاف پذیری مورد نیاز سیستم اتوماسیون را تعیین می کند:
| انواع محصول | نوع خط پیشنهادی | الزامات کلیدی |
|---|---|---|
| 1-3 (طراحی پایدار) | خط اتوماسیون ثابت (اختصاصی). | ابزار بهینه شده، حداکثر توان عملیاتی |
| 4 تا 20 (خانواده های مشابه) | خط اتوماسیون انعطاف پذیر | تغییر سریع برنامه، وسایل قابل تنظیم |
| 20 یا مکرر محصولات جدید | خط اتوماسیون قابل تنظیم مجدد یا مدولار | ایستگاه های مدولار، پردازش مبتنی بر ربات |
| بالاly variable / custom | خط نیمه خودکار با مونتاژ انسانی | حمل و نقل خودکار مواد؛ پردازش دستی |
چرخه عمر محصول را نیز در نظر بگیرید. اگر محصول در حال توسعه فعال است و تغییرات طراحی هر 6 تا 12 ماه اتفاق می افتد، از سرمایه گذاری بر روی ابزارهای سخت اختصاصی که با هر تجدید نظر منسوخ می شوند، خودداری کنید. سیستمهای منعطف مبتنی بر ربات با ابزارهای انتهای بازو قابل تنظیم مجدد در این سناریو برای آینده بهتر هستند.
همه عملیات در یک توالی تولید به یک اندازه خودکار نیستند. قبل از تعیین یک خط اتوماسیون کامل، تجزیه و تحلیل فرآیند به فرآیند را انجام دهید:
اتوماسیون را با بالاترین مناسب ترین عملیات شروع کنید و موارد کم مناسب را به اپراتورهای انسانی بسپارید. این رویکرد مرحلهای، بیشتر بازدهی را با کسری از هزینه تلاش برای خودکار کردن همه چیز به طور همزمان به دست میآورد.
الزامات کیفیت مستقیماً بر مشخصات زیرسیستم بازرسی و معماری کنترل خط تأثیر می گذارد. قبل از نهایی کردن مشخصات، سوالات زیر را بپرسید:
اگر به قابلیت ردیابی کامل نیاز است، یک خط با بارکد یکپارچه یا ردیابی RFID در هر ایستگاه و یک سیستم اجرای تولید (MES) که پارامترهای فرآیند را در برابر شماره سریال هر قسمت ثبت میکند، مشخص کنید. این هزینه را اضافه می کند، اما برای تجهیزات پزشکی، هوافضا، و اجزای حیاتی ایمنی خودرو غیرقابل مذاکره است.
قیمت خرید یک خط اتوماسیون به طور معمول است 30-50٪ of its 10-year total cost of ownership (TCO) . هزینه های باقی مانده شامل:
یک automation line is not a product purchase — it is a long-term technical partnership. Evaluate potential suppliers on the following criteria beyond the equipment specification sheet:
پیروی از این چارچوب به طور سیستماتیک مشخصات خط اتوماسیون مطابق با نیازهای عملیاتی واقعی را به جای حداکثر ادعاهای یک کاتالوگ تولید می کند - و به طور قابل توجهی احتمال دستیابی خط به اهداف کارایی خود را در دوره سرمایه گذاری برنامه ریزی شده افزایش می دهد.